أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

169

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

پس ما هر آينه بگردانيم ترا با قبلهء كه تو آن را بپسندى و بدان راضى شوى و رسول ( ص ) از آن سبب راضى نبود كه جهودان طعنه ميزدند و ميگفتند : اگر محمّد دين ما را و اسلاف ما را عيب مىكند چرا روى بقبلهء ما مىكند و اگر او را شريعتى جدا بودى قبلهء جدا بودى . [ فَوَلِّ وَجْهَكَ ] روى خود را اى محمّد بجانب مسجد الحرام آور در نماز خود و هر كجا كه باشيد روى بجانب وى آريد . اصم و حسن بصرى گفتند كه : معنى روى گردانيدن در آسمان آنست كه خداى تعالى وحى كرد كه من توجّه بيت المقدّس منسوخ كردم و هنوز وقت نماز نبود و نگفت كه : روى بكعبه كن ، چون وقت نماز در آمد رسول صلى اللّه عليه و آله در آسمان نگاه ميكرد تا وحى آيد و وى را بتوجّه فرمايد و اين دليل است بر آنكه « تأخير البيان عن وقت الخطاب » روا باشد و از وقت حاجت روا نباشد چنان كه قاعدهء مذهب ماست . و امّا قوله [ تَرْضاها ] مجرّد رضاى وى نبود تا آنگه كه موافق مصلحت باشد و رضاى او موافق مصلحت آمد البراء بن عازب گفت : آيت تحويل قبله آمد ما روى به بيت المقدّس داشتيم در ركوع بوديم رسول صلى اللّه عليه و آله برگرديد و ما برگرديديم و روى بكعبه كرديم و بنا كرديم بر آن نماز و از آن پس منادى رسول صلى اللّه عليه و آله در مدينه ندا كرد تا همهء اهل مدينه مردان و زنان روى بكعبه آوردند آنگه حق تعالى گفت اين حكم مقصور نيست بر مدينه هر كجا كه باشيد روى به مسجد آريد [ وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ] بدرستى كه آنان را كه كتاب دادند ايشان را از جهودان و ترسايان ميدانند و مىشناسند كه امر و شأن اينست كه قبلهءشان قبله و تحويل او حقّ است و راست است و از نزديك خداى ايشانست و ليكن بحسد و طمع رياست و حطام دنيا آن را پنهان ميكنند و باز مىپوشند ، و دانستن ايشان از آن بود كه پيغمبران خبر داده بودند ايشان را كه محمّد آخر زمان نماز به دو قبله كند و علامت او اين باشد و اگر تحويل قبله نبودى ايشان در شكّ افتادندى [ و ما الله بغافل عما تعملون ] و خداى غافل نيست از آنچه شما ميكنيد .